تلخكامي ديده و شيرينزباني ميكند
دعوت از مهمان بجا آورده در بزم يزيد
وزوفاي عهد مهمان قدرداني ميكند
اشك و مژگان آب و جارو كرده آن ويرانه را
بين چه با احساس طفلي ميزباني ميكند
ديده اخترشمارش بر پدر روشن شده ست
مه به روي دامن و اخترفشاني ميكند
گرچه طفل است و زمان جست و خيز او ولي
شكوه چون پيران زدرد و ناتواني ميكند
گفت: بهر ديدن تو زنده ماندم تاكنون
مرگ دير است از چه با من سرگراني ميكند؟
بهر ره رفتن زطفلان دگر گيرم كمك
كودكت جان بر لب است و سخت جاني ميكند
(شاعر: حاج علی انسانی)
گویی آسمان و زمین هم در سوگ اند،در سوگ حسین(ع)!همه جا سیاه پوش شده و دسته جات عزاداری با علم و پرچم و چلچراغشان سینه چاک در انتظارند.سینه زنان آماده همدردی با زینب و کمک به سقای کربلا و آماده ملاقات با حسین (ع) شده اند.امسال هزار و سیصد و شصت و نهمین سالی است که صدای طنین "هل من ناصر ینصرنی" به گوش دل سوخته گان می رسد.
محرم، ماه عشق و رسم عاشقی که دل های حسینی را با خود می برد و حلقه های محبت به حسین(ع) به ضریح اش گره می خورد.
وقتی به ماه محرم نزدیک می شویم هر کس به نوعی به استقبال حضرت امام حسین(ع) و کاروان اهل بیتش می رود،عده ای ایستگاه های صلواتی خود را برپا می کنند، عده ای کوچه و خیابان را سیاه پوش می کنند و خیمه های عزا بر پا می شود ...
علاوه بر هیئت ها، بازار برپا کردن ایستگاه های صلواتی هم داغ است و جوانان با شور و اشتیاق در برپایی ایستگاه های صلواتی تلاش می کنند.
انگار همه هر سال عاشورا، آرزوی همراهی هر لحظه با مرادشان در صحرای تبدار و داغدار کربلا را تکرار می کنند و این زخم کهنه و همیشگی همچنان وجودشان را می گدازد.
در روز بيست و هفتم ذيالحجة سال 60 هجري، كاروان امام حسين (ع) با سپاه «حرّ بن يزيد رياحى» روبرو شد.
اين رويارويي در منطقهاي به نام «ذو حُسُم» رخ داد. البته نامهاي ديگري از جمله ذو حُسى، ذو خشُب، ذو جشمى نيز در جلد اول كتاب «الامام الحسين عليهالسلام وأصحابه» براي اين محل ذكر شده است.
نقل است كه در آن روز كه روز يكشنبه بود، پس از برپا شدن خيمههاي كاروان امام حسين (ع) در دامنه كوه «ذو حُسُم» لشكر يكهزار نفري «حرّ بن يزيد رياحى» در گرماى ظهر به آن منطقه رسيد.
در كتابهاي تاريخي از جمله «نفس المهموم» و «ذريعة النجاة» ذكر شده است كه به دستور امام حسين (ع) لشكريان تشنه حرّ سيراب شدند.
در جلد دوم «ارشاد» و همچنين در جلد چهارم «بحار الانوار» آمده است كه امام حسين (ع) به جوانان كاروان خود دستور داد تا لشكريان حرّ و حتي اسبها را نيز سيراب كنند.
جوانان و اصحاب، همه را سيراب كردند و ظروف و طشتهاي پر از آب را نزد چهار پايان مىبردند و پس از سيرابشدن يكي، آب را نزد حيوان ديگر مىبردند.
در همين منطقه بود كه «حرّ» به دستور «عبيداللَّه بن زياد» مانع از ادامه سفر امام به كوفه شد و از فرداي آن روز، حركت كاروان امام حسين (ع) به سوي «كَرْب و بَلا» آغاز شد. مكاني محنتبار كه رسول اكرم (ص) نيز پيش از آن مژدهاش را به امام حسين (ع) داده بود.
(اَنا قَتيلُ الْعَبْرَةِ لا يَذْكُرُنى مؤ مِنٌ اِلاّ بَكى)
من كُشته اشكم، هيچ مؤ منى مرا ياد نمى كند مگر آنكه
(بخاطر مصيبت هايم ) گريه مى كند.
بحارالانوار، ج 44، ص 279

گوش كن مي شنوي
كاروان در راه است
انگار كسي با تندي
مي رود سوي سراي موعود
آیا شده تا بحال بتونید به کسی به صورت صد در صد اعتماد کنید که هر چی میگه حتما درسته و هیچ اشکال و اشتباهی در حرفها و اعمالش وجود ندارد؟!
آیا کسی را در زندگیتان دارید که مطمئن باشید پیروی از او باعث هدایتتان میشود و هیچ کجی در راهش نیست؟
آیا میخواهید به بهشت بروید و در آنجا در آرامش زندگی کنید؟
برای رسیدن به چنین جایگاهی از چه کسی باید پیروی کرد؟
برای یافتن پاسخ سوالها، این حدیث را با دقت بخوانید:
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): من یرید ان یحیی حیاتی، و یموت مماتی، و یسکن جنة الخلد التی و عدنی ربی فلیتول علی ابن ابی طالب(علیهالسلام) فانه لن یخرجکم من هدی، و لن یدخلکم فی ضلالة.(1)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«کسی که میخواهد زندگی و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانهای که پروردگارم به من وعده کرده، ساکن شود،
ولایت علی بن ابی طالب(علیهالسلام)
را انتخاب کند، زیرا او هرگز شما را از راه هدایت بیرون نبرده،
و به گمراهی نمیکشاند.»

1. حمد وثنای الهی؛
2. فرمان الهی برای اعلام ولایت؛
3. اعلام رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام؛
4. معرفی و بلند کردن دست امیرالمؤمنین علیه السلام توسط پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم؛
5. تأکید بر توجه امت به مسئله امامت؛
6. اشاره به کارشکنی های منافقان؛
7. پیروان اهل بیت علیهم السلام و دشمنان ایشان؛
8. حضرت مهدیعجل اللّه فرجه؛
9. مطرح کردن بیعت؛
10. حلال و حرام، واجبات و محرمات؛
11. بیعت گرفتن رسمی.
12- پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در همان آغاز خطبه فرمودند: فرمان قاطعی از طرف خداوند آمده که مطلب مهمی درباره علی بن ابی طالب علیه السلام بیان کنم، که اگر نگویم رسالت الهی را نرسانده ام و از عقاب خداوند ترسانم.
13- پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پس از اعلام ولایت فرمودند: اَللّهُمَ والِ مَنْ والاهْ وَ عادِ مَنْ عاداهُ...؛ خدایا دوست بدار هرکس او را دوست بدارد و دشمن بدار هرکس او را دشمن بدارد و یاری کن هرکس او را یاری کند و خوار کن هرکس او را خوار کند».
14- سپس نزول آیه اکمال را درباره روز غدیر اعلام کردند: «اَلْیَومُ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دینا»؛ امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را برای شما به حد کمال رساندم و اسلام را دین شما پذیرفتم. و خداوند را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.
15. مبادا بعد از من به عقب برگردید؛
16. مبادا در مسلمان بودن خود، بر خدا منت بگذارید که خدا مواظب شماست؛
17. بدانید که بعد از من رهبران گمراهی، پدیدار میشوند که مردم را به سوی جهنم میکشانند. من از آنان بیزارم و همه آنان در جهنم خواهند بود.
18ـ او آخرین امامان است که حجتی بعد از او نیست؛
19ـ او بر همه قبایل شرک و کفر چیره خواهد شد، و هدایت کننده آنان است؛
20ـ او انتقام گیرنده همه خون های به ناحق ریخته اولیای خدا و منتقم از ظالمان است؛
21ـ او تعیین کننده دقیق درجاتِ افراد در فضیلت و در جهل و جهالت است؛
22ـ او وارث جمیع علوم است؛
23ـ همه پیشینیان درباره او بشارت داده اند؛
24ـ هیچ کس بر او غالب نمیشود و هیچ کس علیه او یاری نمیشود.
25- پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اشاره فرمودند که من، بعد از اتمام خطبه شما را به بیعت با خود و سپس بیعت با علی بن ابی طالب دعوت میکنم. ضمانت این بیعت آن است که من با خداوند بیعت کرده ام و علی هم با من بیعت کرده است. پس بیعتی که از شما میگیرم از طرف خداوند و بیعت با حق تعالی است.
آنان که رو به سوی قبله خویش نماز می گزارند، معنای حرمت حرم امن را چه می دانند؟... کعبه قبله احرار است. رستگان از بندگی غیر؛ اما اینان بت خویشتن را می پرستند. امام برای اعمال حج احرام بسته است و اینان احرام بسته اند تا شمشیرهای آخته خویش را از چشم ها پنهان دارند... شکستن حرمت حرم خدا برای آنان که کعبه را نمی شناسند، چندان عظیم نمی نماید و اگر با آنان بگویی که امام حسین (ع) برای پرهیز از این فاجعه مکه را ترک گفته است در شگفت خواهند آمد.
معاویه مرده است و یزید برخلافت خویش از مردم بیعت می گیرد. آیا می توان دست بیعت به یزید داد و آنگاه باز هم به جانب قبله نماز گزارد؟ یزید که قبله نمی شناسد، یزید که نماز نمی گزارد. چه رفته است شما را ای امت آخر؟
چون یزید به خلافت رسید در نامه ای به ولید بن عتبه، کارگزار مدینه مرگ معاونه را گزارش داد و نوشت "از حسین و عبدالله بن عمر و ابن زبیر بیعت بگیر و مهلتشان مده تا بیعت کنند" ولید، مروان بن حکم را نزد حسین (ع) فرستاد. چون حسین بر او وارد شد و نامه را خواند فرمود "من با یزید بیعت نمی کنم" مروان شمشیر کشید و قصد جان امام را کرد اما 19 تن از رجال اهل بیت (ع) با خنجر کشیده هجوم آوردند و حسین (ع) بیرون آمد.
چه رفته بود بر امت محمد (ص) که نیم قرن پس از رحلت او ملحدی چون یزید بن معاویه بر آن حاکم شود؟
امام حسین (ع) از مدینه خارج شد و شب جمعه سوم شعبان به مکه در آمد.
هشتم ذیحجه ... امام حسین (ع) آگاه شد که عمرو بن سعید با لشگری بسیار به مکه آمده و از یزید دستور دارد که او را اسیر کند و اگر ایستادگی کرد... حرمت خانه خدا را با خون او بشکند.
آنان که رو به سوی قبله خویش نماز می گزارند، معنای حرمت حرمت امن را چه می دانند؟... کعبه قبله احرار است. رستگان از بندگی غیر؛ اما اینان بت خویشتن را می پرستند. امام برای اعمال حج احرام بسته است و اینان احرام بسته اند تا شمشیرهای آخته خویش را از چشم ها پنهان دارند... شکستن حرمت حرم خدا برای آنان که کعبه را نمی شناسند، چندان عظیم نمی نماید و اگر با آنان بگویی که امام حسین (ع) برای پرهیز از این فاجعه مکه را ترک گفته است در شگفت خواهند آمد.
چون حسین (ع) آهنگ عراق کرد، عبدالله بن جعفر شوی زینب کبرا (س) دو فرزند خویش –عون و محمد- را فرستاد تا همراه کاروان امام حسین (ع) باشند و اگر لازم شد برای حفظ او بجنگند و خود نیز نزد عمروبن سعید کارگزار مکه رفت و از او خواست تا امان نامه ای برای حسین (ع) بنویسد و او نوشت: "از عمرو بن سعید به حسین بن علی، من از خدا خواستارم که تو را از آنچه کلاک کند باز دارد و به راه صواب بدارد. به من خبر رسید که سوی عراق می روی من تو را از دو دستگی به خدا پناه می دهم و می ترسانم که در آن هلاکت تو باشد.
عبدالله بن جعفر و یحیی بن سعید را به سویت فرستادم با آنها پیش من بیا که نزد من امان داری خدا بدان گواه است و وکیل. والسلام"
عبجا! امام مأمن کره ارض است و اگر نباشد، خاک اهل خویش را یکسره فرو می بلعد. و اینان برای او امان نامه می فرستند... و مگر جز در پناه حق نیز مأمنی هست؟ عقل را ببین که چگونه در دام جهل افتاده است! و عشق را ببین که چگونه پاسخ می گوید:
"آن کس به خدا و عمل صالح دعوت کند و گوید من مسلمانم، از خدا و رسولش جدا نشده، تو مرا به امان دعوت کردی، بهترین امان ها امان خداست، کسی که در د نیا از خدا نترسد در آخرت در امان او نیست و من از خدا می خواهم که در دنیا از او بترسم تا آخرت را در امان او باشم. اگر قصدت از این نامه نیکی و احسان من بوده، در دنیا و آخرت جزای خیر یابی".
صدور چنين فتواهايي از جانب برخي مفتي هاي افراطي پيش از اين نيز ديده شده است. در يکي از مواردي که خبرگزاري رويترز به آن پرداخته نيروهاي شبکه القاعده بزهاي ماده را به دليل مؤنث بودن به قتل مي رسانده اند. براي جلوگيري از اين اقدام حکم مفتي بر اين قرار گرفته که براي اين حيوانات نوعي پوشش تهيه شود تا از پيش آمدن چنين حالتي جلوگيري بنمايد.
صلوات بر اهل بیت پیامبر صلیالله علیه واله وسلم چه فایدهای دارد؟ آنها به درود و صلوات ما نیازی ندارند؟! حتما این سوال برایتان پیش آمده است و بعید نیست جوابهایی نیز برای آن جسته اید اما جوابی که آیت الله جوادی آملی از استاد خویش علامه طباطبایی آورده است بیاز زیبا و خواندنیست. ببینید !
در پاسخ به فردی که از ایشان چنین پرسیده بود، با بیان لطیفی فرمودند: نخست اینکه ما با صلوات چیزی از خود اهدا نمیکنیم، بلکه به خدا عرض میکنیم و از او میخواهیم که بر پیامبر و خاندانش رحمت ویژه بفرستد.دوم اینکه گرچه این خاندان به صلوات ما احتیاجی ندارند؛ ولی به خدای سبحان نیازمند هستند و فیض الهی باید به صورت دائم بر آنها نازل شود.
ما با این صلوات، در واقع خود را به این خاندان نزدیک کردهایم؛ برای مثال اگر باغبانی در باغی که همه گلها و میوههایش ملک صاحب باغ است، کار میکند و از صاحب باغ حقوق میگیرد، روز عید دستهای از گلهای باغ تهیه کند و به حضور صاحب باغ ببرد، آیا عمل او موجب نزدیکی به صاحب باغ نمیشود؟ این عمل نشانه ادب باغبان است. صلوات هم ادب ما را ثابت میکند، در غیر این صورت ما از خود چیزی نداریم، بلکه از خدای سبحان مسئلت میکنیم که بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید که همین عرض ادب موجب تقرب ما میشود.

